تبلیغات
حلمای من - خاطرات دوران بارداری


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :حلما من
تاریخ:دوشنبه 15 اردیبهشت 1393-12:00 ب.ظ

خاطرات دوران بارداری


سلام مامانی امروز دیگه واقعا تصمیم گرفتم کار وبلاگتو شروع کنم ,دختر نازم امیدوارم منو به خاطر این تاخیر چند ماهه ببخشی راستشو بخوای از اون روزی که فهمیدم یه فرشته کوچولو تو دلم جا گرفته میخواستم وبلاگ نویسی رو شروع کنم ولی خب مامانی خیلی تنبله. قشنگترین اتفاق زندگیم اون روزی که فهمیدم دارم مامان میشم دل تو دلم نبود من وبابایی دو تایی رفتیم واسه آزمایش نمی دونم چی حسی بود که منو وادار می کرد منتظر  دکتر نباشم و خودم برم آزمایش بدم. مامانی ,بیچاره کادر آزمایشگاهو کلافه کرده بودم فرداش هر یه ساعت زنگ میزدم که نتیچه چی شد بالاخره ساعت حدودای 12بود که جواب رو بهم دادن البته تلفنی خدای من باورم نمیشد وقتی فهمیدم تو اومدی تو دلم اشک شادی بود که از چشام سرازیر بود میدونی گلم وقتی به بابایی زنگ زدم خواستم اذیتش کنم گفتم جواب منفیه مامان جون اصلا باور نمیکرد می گفت من بابا شدم خودم میدونم منم طاقت نیاوردم وواقعیت رو بهش گفتم خیلی خوشحال شد اون روز قشنگ و به یاد موندی 15 اردیبهشت 1393بود



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


What causes burning pain in Achilles tendon?
سه شنبه 28 شهریور 1396 02:45 ق.ظ
Hello mates, how is all, and what you wish for to say on the topic
of this paragraph, in my view its really amazing in favor of me.
Foot Pain
شنبه 14 مرداد 1396 01:24 ب.ظ
Yes! Finally someone writes about Foot Complaints.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر